歌词
دلم گرفته برادر
هوای تازه بیاور
هوای تازه بیاور
برای حنجره هامان صدای تازه بیاور
صدای تازه بیاور
برای خستگی من
برای خستگی تو
برای این من و این تو
دو چای تازه بیاور
دو چای تازه بیاور
لبِ قنوت تو بسته
شکستهِ پای رکوعم
برای پر زدن از خود
دعای تازه بیاور
دعای تازه بیاور
کنار خویش نشستم
چه گفتگویِ غریبی
چقدر واژه حقیر است
هجای تازه بیاور
هجای تازه بیاور
گلو بریده ِو دِل خون
شکایتیست به جانم
بِدَم به نای سکوتم
نَوای تازه بیاور
نَوای تازه بیاور
رَسول کوچک خوبم
رَسول کوچک خوبم
تبر به دوش به پا خیز
دلم گرفته خدارا
خدای تازه بیاور
دلم گرفته خدارا
خدای تازه بیاور
دِلم گرفته خدارا
خدای تازه بیاور
خدای تازه بیاور
دلم گرفته برادر
هوای تازه بیاور
هوای تازه بیاور
برای حنجره هامان
صدای تازه بیاور
صدای تازه بیاور