歌词
بر و بازوی شیر و خورشید روی
به دل پهلوان دست شمشیر جوی
سپیدش مژه دیدگان قیر گون
چو بسد لب و رخ بمانند خون
Instrumental
دل سام شد چون بهشت برین
بران پاک فرزند کرد آفرین
تنش را یکی پهلوانی قبای
بپوشید و از کوه بگذارد پای
تنش را یکی پهلوانی قبای
بپوشید و از کوه بگذارد پای
Instrumental
فرود آمد از کوه و بالای خواست
فرود آمد از کوه و بالای خواست
یکی جامه ی
یکی جامه ی خسرو آرای خواست
خسرو آرای خواست
فرود آمد از کوه و بالای خواست
یکی جامه ی خسرو آرای خواست
Instrumental
سپه یکسره پیش سام آمدند
گشاده دل و شاد کام آمدند
تبیره زنان
تبیره زنان پیش بردند پیل
برآمد یکی
برآمد یکی گرد چون کوه نیل
Instrumental
خروشیدن کوس با کرنای
همان زنگ زرین و هندی درای
خروشیدن کوس و کرنای
همان زنگ زرین و هندی درای
خروشیدن کوس و کرنای
همان زنگ زرین و هندی درای
Instrumental
سواران همه نعره برداشتند
بدان خرمی راه بگذاشتند
به شادی به شهر اندرون آمدند
ابا پهلوانی فزون آمدند
ابا پهلوانی فزون آمدند