歌词
برخیزم و بگشایم این بند دل جوشان
برخیزم و بگشایم این بند دل جوشان
وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم
شب گرچه غم افزاید خورشید از او زاید
چون راحت دل خواهم از درد چه پرهیزم
برخیزم و بگشایم این بند دل جوشان
وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم
چند اين شب و خاموشي؟ وقت است كه برخيزم
وان آتش خندان را با صبح برانگيزم