歌词
بسازم یا بسوزم یا بتابم
نمی بینی نمی دانی
از این خط ها نمی خوانی
پری از شوق می سازم
بپروازم بپروازم
چو ابر انتظارم در
گذارم تا ببارم
عبور از برف سرماسای وای وای
به بوی شوق می آید
دلی در طوق می آید
ببارم تا ببارم سر به سر
دشت بهاران را
بکارم تا برویانم گل خورشید
در این تاریکی خاموش بی امید
دلی در طوق می آید
طنین شوق می آید
سفر از راه می آید
سفر از راه می آید