歌曲 / 歌词

Shabe Gham

Listen on Apple Music

歌词

در بستر غم
دستگاه: مایه اصفهان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مهستی
بعد از تو هم
در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم
با دل سخنها می توان گفت
بعد از تو هم
این سوز هجران
هرگز نمی آید به پایان
بی تو هم این عشق بی فرجام من
شاید که پا بر جا بماند یا نماند
بی تو هم دریای بی آرام دل
شاید به طوفانم کشاند یا براند
من که رسوای دل هستم
کی زغم پروا کنم؟
می روم عشق و وفا را
بعد از این رسوا کنم
دل به دریا می زنم
تا که دل دریا کنم
دل کی شود آزاد از این غم؟
فریاد از این دل داد از این غم
جز غم چه بود این عشق رسوا؟
شد هستی ام بر باد از این غم
بعد از تو هم
در بستر غم می توان خفت
بعد از تو هم
با دل سخن ها می توان گفت
بعد از تو هم
این سوز هجران
هر گز نمی آید به پایان
بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی آید به پایان
من که رسوای دل هستم
کی ز غم پروا کنم؟
می روم عشق و وفا را
بعد از این رسوا کنم
دل به دریا می زنم
تا که دل دریا کنم