歌词
حالی خیال وصلت خوش می دهد فریبم
تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی
از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک
امن و شراب بی غش،معشوق و جای خالی
چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت
حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی
از نوک مژگان میزنی تیرم چند
غم عشقت منو از پای افکند
چرا میزنی میزنی میزنی میزنی یار
چرا میکشی میکشی میکشی میکشی یار
تو با ناوک مژگان
همه خلق جهان را
همه پیر و جوان را
جانم! همه پیر و جوان را
من که اون برق نگات یادم نمیره
های های گریه هات یادم نمیره
من که اون برق نگات یادم نمیره
های های گریه هات یادم نمیره
چرا میزنی میزنی میزنی میزنی یار
چرا میکشی میکشی میکشی میکشی یار
تو با ناوک مژگان
همه خلق جهان را
همه پیر و جوان را
جانم! همه پیر و جوان را