歌词
امشب همه غم های عالم را خبر کن
امشب همه غم های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن گریه سر کن
بنشین و با من گریه سر کن گریه سر کن
امشب همه غم های عالم را خبر کن
امشب همه غم های عالم را خبر کن
بنشین و با من گریه سر کن گریه سر کن
بنشین و با من گریه سر کن گریه سر کن
ای میهن ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من ای خمش گریه آگین
در پرده های اشک پنهان کرده بالین
ای میهن، ای داد
ای میهن، ای داد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
از آشیانت بوی خون می آورد باد
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم
ای میهن، ای غم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
چنگ هزار آوای بارانهای ماتم
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که میخواند
مرغی که میخواست
پرواز باشد ...
ای میهن! ای پیر
ای میهن! ای پیر
بالنده ی افتاده، آزاده،زمینگیر
خون میچکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها
ای میهن! ای میهن!
در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا سینهی من چون تو زخمی است
در اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد
دمادم، دمادم
دمادم، دمادم...