歌词
گفتم که بعد از آن همه محنت
آن عشــق و آن دنیـای محبت
آن سـر بـه زانــو بردن و زاری
آن عشق و آن دلداری و یاری
تو مـــرا تنهــــا نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
♪
گفتم پس از آن بی خبری ها
آن گریــه هـا، دیـوانـه گری ها
گر جـان ز شیدایی به لب آری
جـز مـن بـه یـاری دل نسپاری
تو مــرا تنهــــا نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
♪
هـر زمــان بـردی نـام دگران
چون مرا دیدی از غم نگران
گفتی که به جز من به جهان دلداده نداری
تو مـــرا تنهـــــا نگذاری
♪
گمان نـدارم مرا به درد و غم جدایی بسپاری
♪
ز غــم بمیــرم اگر که تنها و بی پناهم بگذاری
♪
مـــرو کــه تـرسـم خـدا نکـرده دگـر نیــایــی بـه بـر من
ندانی آن دم که بی تو هستم دلم چه آرد به سر من
♪
تا دلم مست و مدهوش تو شد
گلشـن عشقــم آغـوش تو شد
گفتـم که به یاری تو مرا تنها نگذاری
تو مرا تنها نگذاری
♪
هـر زمــان بـردی نـام دگران
چون مرا دیدی از غم نگران
گفتی که به جز من به جهان دلداده نداری
تو مـــرا تنهـــــا نگذاری
تو مرا تنها نگذاری