歌词
در کنج دلم عشقِ کسی خانه ندارد
کس جای در این خانه ی ویرانه ندارد
دل را به کف هر که نهم باز پس آرد
کس تابِ نگهداریِ دیوانه ندارد
♪
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد
♪
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
ده روزه ی عمر این همه افسانه ندارد
ده روزه ی عمر این همه افسانه ندارد
از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد