歌词
چنان بد که یک روز بر تخت عاج
نهاده به سر بر ز پیروزه تاج
ز هر کشوری مهتران را بخواست
ز هر کشوری مهتران را بخواست
که در پادشاهی کند پشت راست
♪
بر آن محضر اژدها ناگزیر
بر آن محضر اژدها ناگزیر
گواهی نوشتند برنا و پیر
♪
هم آنگه یکایک ز درگاه شاه
برآمد خروشیدن دادخواه
برآمد خروشیدن دادخواه
برآمد خروشیدن دادخواه
♪
خروشید و زد دست بر سر ز شاه
خروشید و زد دست بر سر ز شاه
که شاها منم کاوهٔ دادخواه
منم کاوهٔ دادخواه