歌词
تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی
با او اهسته میرفتی سرا پا محو او بودی
اه اه اه اه اه اه اه اه اه
تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی
با او اهسته میرفتی سرا پا محو او بودی
صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی
شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی
گناهت را نمی بخشم
گناهت را نمی بخشم
چه شبها را که من تنها به یاد تو سحر کردم
چه عمری را که بیهوده به پای تو هدر کردم
تو عمرم را تبه کردی گنه کردی گنه کردی
گناهت را نمی بخشم
گناهت را نمی بخشم
همین بود ان وفایی را که می گفتی
همین بود ان صفایی را که میگفتی
تو که خود اینچنین بودی
چرا روزم سیه کردی
تو که خود اینچنین بودی
چرا روزم سیه کردی
گنه کردی گنه کردی
گناهت را نمی بخشم
گناهت را نمی بخشم
گناهت را نمی بخشم