歌词
چه غم دارد ز خاموشی
درون شعله پروردم
که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم
به بادم دادی و شادی
بیا ای شب تماشا کن
که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم
شرار انگیز و طوفانی
هوایی در من افتاده است
که همچون حلقه آتش
درین گرداب میگردم
Instrumental
به شوق لعل جان بخشی
که درمان جهان با اوست
چه طوفان میکند
این موج خون
در جان پر دردم
در جان پر دردم
چه طوفان میکند
Instrumental
در آن شب های طوفانی
که عالم زیر و رو میشد
نهانی شب چراغ عشق را
در سینه پروردم
در سینه پروردم
Instrumental
چه غم دارد ز خاموشی
درون شعله پروردم
که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم
به بادم دادی و شادی
بیا ای شب تماشا کن
که دشت آسمان
دریای آتش گشته از گردم